محمد عارف اسپناقچى پاشازاده

137

انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )

بعد برخاسته ، از ديوان بيرون آمده ، در جلو ديوان خانه نشستند و سكبان باشى را خواستند . سكبانباشى كه آمده ، به اتفاق حضور رفتند . آنها در حضور بودند كه آقاى ينگىچريان طلبيده شد . آقا آمده به حضور رفت ، ولى طولى نكشيد كه از حضور بيرون آمده ، به خانهء خود رفت ؛ اما سكبان باشى بال ييمز در حضور ماند . دمى نگذشت كه بهرام آقاى قاپوجىباشى از حضور به ديوان آمده فرمود ، قاپوجىها در ديوان اعلى دست‌هاى پيرى پاشا و اسكندر پاشا را بسته به حضور بردند . طولى نكشيد كه از براى احضار جعفر چلبى تاج‌زاده قاضى عسكر آناطولى چاوشان رفته از خانه‌اش به ديوان آورده ، بىتوقف به حضور بردند . سنان پاشاى صدر اعظم ، ديوانيان را معفو از ديوان ساخته خواست كه به خانه‌اش برود ، داروغهء ديوان فهميد ، مانع شد . مدتى نگذشت كه فقط پيرى پاشا دست باز از حضور بيرون آمده ، مستقيما به خانهء خود رفت ؛ زيرا منع گرديد كه احدى از چاوشان و غير با او همراهى ننمايند . چون معزول از وزارت قبه شده بود ، به حكم همايون از اسلامبول بيرون شده به مزرعهء خود رفت . خلاصه قاپوجىباشى به ديوان آمده ، سنان پاشاى صدر اعظم را به حضور برد . طولى نكشيد كه سنان پاشا از حضور بيرون آمده مير غضب خواست . فى الحال دو نفر مير غضب و چند نفر قاپوجى خفتان‌هاى خودشان را كنده ، داخل ديوان شدند و در مقابل قفسه پنجرهء اطاق عرض كه حضرت خداوندگار در آنجا از پشت قفسه تماشا مىكرد ايستادند . حكم شد اولا اسكندر پاشا را ، بعد تاج‌زاده را ، بعد از او سكبان باشى بال ييمز را به سزا رسانيدند . بعد از قتل اينها ، آقاى ينگىچريان احضار گرديده ، تأكيدات شنيده ، باز به خانهء خود رفت و صدر اعظم نيز از ديوان برخاسته متوجهء خانهء خود گرديد . ايضاح [ در علت واقعى كشته شدن تاج الدين قاضى عسكر ] بعضى از مورخين برآنند كه سبب قتل تاج زاده از براى شورش ينگىچريان نبود و سبب قتل او حامله شدن بهروزهء خانم زن شاه اسماعيل از او كه ظاهرا زنش بود . چون سلطان كه بهروزه خانم را به اسم نكاح به او سپرد و فرموده بود كه : « جعفر ! من ترا آدم امينى مىدانم ؛ اين زن متعه نيست منكوحه است . من اين را به شما امانتا مىسپارم ؛ مبادا خيانتا مقاربت نمايى . من محض اينكه دل اردبيل اوغلى را بسوزانم اين زن را اسير كردم و الا منكوحه‌هاى لا له الا الله گويان مصون از اين قبيل تعرضات است ! » بعد از مدتى كه حمل بهروزه خانم ظاهر شد . سلطان از براى اينكه سرّش ظاهر نشود ؛ سكوت اختيار كرد و در اين موقع بهانه دست آورده او را با سايرين به قتل رسانيد . انتهى الغرض : شمسى بيگ وزير لشكر روم ايلى از جانب ديوان مأمور به ضبط اموال مقتولين شده ، هر چه اسكندر پاشا و جعفر چلبى و بال ييمز داشتند ، ضبط كرده تسليم خزانه نمود و با حكم مأمور به اسكوپ فرستاده شد كه عبد الكريم‌زاده را كه قاضى آنجا بود به ديار بياورد ؛